لغت نامه دهخدا Pdf

میرود می آید ایدر کافران.ناصرخسرو. عهد بابر دورۀ طلایی زبان وادب فارسی بشمار میرود. فیروزشاه تغلق نیز از شاهان فضل پرور وادب دوست بود. جلال الدین فیروزشاه خلجی سرسلسله این خانواده انجمنی از شعرا را تاسیس کرده بود که شش تن آنان از سربرآوردگان زبان و ادب دری بوده اند. بنابر رقابتهای که بین دربارهای دهلی و دکن وسایرولایات بود هریک در جلب و تربیت، تشویق و حمایت شعرا که آنرا لازمۀ جلال و شکوه دربار میدانستند، به پیمانۀ وسیع میکوشیدند چنانچه دراثر همین همچشمی ها شعر فارسی مرحلۀ ترقی و تکامل را پیمود وبمرور منقح ترو پاکیزه تر شد.

همانطوریکه در آغاز این نبشته تذکار یافت ، عوامل مجبره مبتنی بر خصایص هریک از جوامع دری زبان بر این لسان در طول تاریخ اثر گذاشته که اثرات مذکور قابل بررسی ودقت اند . درست است که کشفیات تخنیکی و علمی در همان لسانی که مکشوف شده اند ، نامگذاری شده و اکثراً در اثر ترجمه مفهوم خود را از دست داده و یا درست ترجمه شده نمی توانند .لذا می باید آنرا اقتباس نمود که این اجبار طبعاً منحیث یک پدیدۀ جدید الولاده تأثیر اجتناب ناپذیر بر زبان دری دارد . فرشته مؤرخ معروف اثر گرانبهای خودرا درهمین عهد تالیف کرد.

ذکر نام وشرح حال شعرای این عهد درکتب تذکره و تاریخ آمده است. بعد از آن صمغ را که در آب ریخته باشد به همان صفت که سبق ذکر یافته صافی کند و چندان بر سر دوده ریزد که آن دوده خمیرشود و نیم روز دیگر آن خمیر دوده و صمغ را بکوبد. لسان دری مانند هر لسان دیگر همراه با چگونگی تکامل اقتصادی، اجتماعی و تحولات سیاسی در جوامع دری زبان رشد نموده و متحسس از پدیده های فرهنگی نضج یافته است .

این اثرات بر تمام جوامع دری زبان یکسان نبوده ، بلکه نظر به خصایص هر جامعه در تفاوت قرار داشته و منحصر به فرد می باشد که لاجرم موجب پیدایش تفاوت ها از نظر افاده ها ، استعمال کلمات و حتی قواعد ادبی گردیده است . از میان این اقوام، عیلامیان تمدنی قابل توجه داشته اند که از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح شروع می شد. بدرالدین چاچ شاعر معروف وسراینده شاهنامۀ بیست هزار بیتی به دربارپسرسلطان مذکور میزیست.

ازانجا که زبان فارسی در نیم قارۀ هند موقف زبان رایج را احراز کرد، ایجاب و نیازمندی به لغت نامه و فرهنگ فزونی گرفت (کلمۀ قاموس به معنای لغت نامه چندان موجه نیست، قاموس یعنی دریا، میانه دریا، دریای عظیم، ونیز قاموس نام کتاب لغت عربی تالیف فیروزآبادی است که معاصر امیر تیمور بوده وامروزه گویا هرکتاب لغتی را قاموس می نامند.) میگویند دست کم دوصد کتاب درفن لغت در سرزمین هند تدوین و به چاپ رسید چنانچه در سال 1419م بدرالدین محمد فرهنگی بنام (ادات الفضلا) را تالیف کرد مشتمل بر 170 صفحه است، بهمین گونه در سال 1849م ابراهیم قوام الدین فاروقی فرهنگ قطوری به عنوان (فرهنگ ابراهیمی) را نوشت که واژه های فارسی را به چندین لغات هندی وبنگالی احتوا میکرد.

در ادامه کتاب متن فرهنگ که شامل فرهنگ لغتی همراه با نمونههای شعری میباشد آمده و در پایان فهرستی از واژهنامه شعرا، زبان و گویش ارائه شده است. تلفظ لغات به دو لهجه آمریکایی وانگلیسی موجود است و جستجوی هوشمند لغات که به شما امکان میدهد حتی وقتی املای لغتی را نمیدانید به لغت مورد نظر خود دست یابید. مسافر هندی بازبان ساده وشیرین دری وقتی این ابیات رابرخواند جامی دانست که خودجمالی است.

ابن بطوطه بیت مزبور را به خط عربی به زبان فارسی دری نوشته و تعجب دارد که این ابیات چگونه به زبان خنیاگران چینی افتاده است. فرهنگ معین واژگان فارسی را بر بنیاد حروف الفبا ، معنی و تفسیر کرده است . شاهنامه وهمچنان در ترجمه تفسیر طبری وجاهای دیگری پارسی دری خوانده شده است ولی دراشعار عنصری، فرخی وشعرای دیگر بنام دری وگاهی هم بنام فارسی یاپارسی بنظر می آید.لفظ دری ازنگاه اصطلاح بمعنای خالص، فصیح، درست وبی نقص است. اما فقط تعدادی از این دیکشنری های موبایلی را می توان به عنوان یک مرجع کامل و جامع با امکانات و تجیهزات کاربردی دانست.

اما درقرن دوم و سوم هجری است که جرقه های ازین زبان که دران وقت لهجۀ رایج در یکی از روستاها یا شهری از شهرهای خراسان بود (به قول ابن مقفع که نخست زردشتی بود وبعد به نام عبداله مشهور گردیدونویسندۀ کتاب ادب الکبیر بود ودر سال 759 م توسط منصورعباسی به عمر 36 سالگی زنده سوختانده شد) درحوالی بلخ و حومۀ آن در کتب جغرافیا، تاریخ و ادب عربی دیده میشود که نمونه های آنرا داریم. ایشان در سال ۱۹۵۵، دیپلوم انستیتوت مطالعات عالی بین المللی را حاصل نموده،موازی به این، تحصیلات در فاکولته ادب دانشگاه سوربون پاریس، در زبان های قدیم چون سانسکریت و اوستا و زبان شناسی عمومی تحصیل کرده و از محضر دانشمند شهیر پروفیسور لویی ماسینون، اسلام شناس مشهور فرانسوی مستفید و مستفیض گردیدند.

سلسلۀ بهمنی دکن نیز ازحامیان علم و فرهنگ، ادب و هنر بودند. هلاکو و جانشینانش در ترویج هنر مصور ساختن کتاب کوشش بسیار کردند و نقاشان ایرانی را با نقاشی خود که درآن زمان تکامل یافته بود آشنا ساختند. محقق افغانستانی دکتور احمدجاوید در زبان ما جهان ما میگوید مقداری از کلمات فارسی بزبان جاپانی راه یافته است خواه بهمراهی بازرگانان یا از طریق زبانهای دیگر. از ممیزات شیوایی این زبان، سوای سادگی و سلاست آن، نداشتن ضوابطی از مذکر و مونث، حروف تعریف یا (ارتیکل) و بغرنجی ها در صیغۀ زمانی آنست که برای زبانهای فعلی دیگر دنیا مشکل فراگیری بار می آورد.

بهطور کلی با استفاده از فرهنگ معین میتوان اطلاعاتی از واژگان و اصطلاحات فارسی (ایرانی، عربی، ترکی، مغولی، هندی و واژگان زبانهای اروپایی مستعمل در فارسی) اعم از فصیح و عامیانه پی برد، و از تلفظ، معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق و ترکیبات و ترکیبات کلمات آگاهی یافت. و اصطلاحات عامیانه عمدتا در این گروه قرار میگیرند. مردم افغانستان ولو که پشتو زبان مادری شان نباشد ، آشنائی کافی به آن داشته و در برابرکلمات مدغم شدۀ آن در زبان دری شناخت کامل دارند .بنابر آن اصطلاحات پشتو از رهگذر افهام و تفهیم هیچگونه مشکلی را برای باشند گان افغانستان بمیان نمی آورد .

دیدگاهتان را بنویسید