لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

با این همه، روند ورود کلمه های فرانسه به فارسی تا اواخر دهه ی سی همچنان ادامه داشت، اما از اوایل دهه ی چهل و بازگشتن درسخواندگانِ کشورهای آمریکا و انگلستان به ایران و ورود شماری از آنان به دانشگاهها و ترجمه ی کتابهای انگلیسی، ورود کلمه های انگلیسی به زبان فارسی شتاب بیش تری گرفت. اما در مقابل جریان ورود واژه های خارجی، از اوایل سلطنت رضاشاه، به دنبال تمایلات ملیگرایانه که بهتدریج در ایران راه پیدا میکرد، عدهای به فکر پاک کردن زبان فارسی از واژه های بیگانه افتادند. از این دوره بهبعد آموزش زبان فرانسه در دبیرستانها و دانشکدهها بهتدریج کنار نهاده شد و جای آن را آموزش زبان انگلیسی گرفت.

تقریبن از این زمان بهبعد زبان دوم درسخواندگان ایرانی زبان فرانسه شد و مترجمان یساری آغاز به ترجمه ی کتابهای علمی و ادبی از این زبان کردند. این امر راه ورود کلمه های فرانسوی را به زبان فارسی باز کرد و نخست بیش تر واژه های علمی جدید در نوشتهها به زبان فرانسه بود، ولی برخی از متخصصان آغاز به برگرداندن آنها به اصطلاحات عربی کردند. در دوره ی صفویه رفتهرفته ایران، به ویژه از راه کشور عثمانی ترکزبان، با مظاهر تمدّن جدید آشنا شد. در سال 1944م. دولت بادوگلیو استعفا داد و شاه اختیارات خود را به پسرش اومبرتوی دوم واگذار کرد و در نتیجه به آرای عمومی ایتالیا جمهوری شد (1946م.) و ایتالیا در سال 1955م. به عضویت سازمان ملل پذیرفته شد.

این کلمه نخستین بار در عالمآرای عباسی به چشم میخورد که در سال ١٠٦٦ ق به فارسی نوشته شدهاست. آنگاه است كه نقاطِ ضعف و قدرت زبان، تا آنجایی كه ازعهدۀ این مقاله برمی آید ( و در حَدّ یک بررسی مقدماتی است ) هویدا می شود و پروسه اخذ لغات و مفاهیم خارجی و امكانات برابریابی، یا اساساً لزوم و عدم لزوم آن را بهتر می توان مشاهده كرد.

به این زبان به وجود آوردند که تا آن زمان در زبان عربی سابقه نداشته است. تنی چند از ایرانیان نیز به ترجمه ی تعداد قابل توجهی از کتاب های پهلوی به زبان عربی پرداختند. و در سده های بعد نیز در سرزمین های غیر ایرانی راه پیدا کند. ازاینرو، در سال ١۳١٤ش سازمانی به نام «فرهنگستان ایران» به وجود آمد که فروغی و شماری از دانشمندان بنام آن زمان عضویت آن را داشتند و ساختن واژه های نو در برابر اصطلاحات علمی قدیم (بیش تر فرانسه و برخی واژه های عربی و ترکی) را در دست گرفتند.

این فرهنگستان «فرهنگستان زبان ایران» نام گرفت و تا ١٣۵۷ش که انقلاب بهمن ماه روی داد مشغول به فعالیت بود. با روی کار آمدن سلسله ی قاجار و تماس و رفت و آمد با روسیه، بهتدریج راه ورود کلمه های روسی نیز به زبان فارسی باز شد. برخی در درستی و نادرستی این روایت تردید کرده اند، ولی اگر هم کشته نمی شد و به مرگ طبیعی می مرد، باز او و جانشینانش در احیای زبان فارسی و آیین های ایرانی نقشی نداشته اند، زیرا هم برگزیده و مامور خلیفه ی عباسی و هم عرب مآب و بی علاقه به زبان فارسی و سنت های ایرانی بودند.

این اقوام مغلوب با پذیرفتن اسلام و به کار بردن زبان عربی رفته رفته فرهنگ و آیین های قومی ِ پیش از دوران مسلمانی خود را به دست فراموشی سپردند و کار آنان بدان جا رسید که پس از چندین نسل، همگی همچون قوم فاتح، هم مسلمان بودند و هم عرب زبان. پس ایرانیان نیز مانند دیگر اقوام مغلوب به مرور زمان مسلمان شدند که یکی داستان است پر آب چشم (۲).

مرحله ی بعدی نیز که از جهتی دنباله ی این مرحله به شمار می آید، تشکیل حکومت سامانیان است در ماوراالنهر و خراسان بزرگ در سال های ٣۸۹ – ۲۶١ است. پرسیدند که چه چیز است که پادشاهی دایم دارد و آن را زوال نیاید؟ گفتند عدل کردن و داد دادن ستم رسیده. همچنین آن جا که محمد ظهیری سمرقندی مولف سندباد نامه، دربارهی نگارش پیشین این کتاب که خواجه عمید ابوالفوارس قنارزی در سال ٣٣۹هجری از پهلوی به فارسی ترجمه کرد، مینویسد: «این کتاب را (قنارزی) به عبارت دری پرداخت، لکن عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تجلی عاری و عاطل .

بشهادت تاریخ ادبیات هند، خواجه معین الدین چشتی سردمدار طریقه چشتیه در ستایش علی هجویری مشهور به (دانا گنج بخش) اشعاری به زبان فارسی دری سروده است. ابوشکور (از گنج بازیافته ص27). لغات عمومیتر مانند «پست»، «تلگراف»، «تلفن»، «اتوبوس»، «تاکسی»، «مُد»، «مینیاتور»، «هتل»، «آسانسور»، «رستوران»، «سینما» و حتا کلمه هایی که برابر فارسی داشت مانند «ایده»، «مرسی»، «نرمال»، «پاسپورت» و غیره هم وارد فارسی شد که بسیاری از آنها امروز نیز جزء واژگان زبان رسمی و معیارند. سپس گزوه دیگری آغاز به ساختن واژه های فارسی در برابر واژه های عربی کردند و دامنه ی این کار در گسترش بود تا دانشمندانی از قبیل فروغی و همفکران او به این فکر افتادند که ساختن واژه را به نهادی رسمی که سپس فرهنگستان نامیده شد بسپارند.

نخست عدهای که بیش تر آنان نظامی بودند آغاز به ساختن کلمه های «ارتش»، «دژبان»، «ستوان»، «پادگان»، و واژههای دیگری در برابر «قشون»، «قلعهبیگی»، «نایب»، «ساخلو» و غیره کردند و چنانکه میدانیم همه ی این واژه ها امروز جزء وازه های رسمی هستند. این کلمه ها امروز همه جزء کلمه های رسمی و معیار زبان فارسی اند. شماری از کلمه های مربوط به اختراع های جدید مانند «باروت»، «توپ»، «توپخانه» که جزء دوم آن فارسی است، «خمپاره» که خود از «خمبره» ی فارسی وارد ترکی شده، «ساچمه»، «گلنگدن»، «قنداق»، «تفنگ» که باز احتمالن از فارسی وارد ترکی شده، «مغازه» که راه دور و درازی را پیمودهاست تا سرانجام وارد ترکی عثمانی شده، از راه ترکی عثمانی وارد زبان فارسی شد.

در سال ١۳۵٠ فرهنگستان دیگری بهجای فرهنگستان ایران که پس از ١٣٢٠ش بهتدریج فعالیتهای آن متوقف شدهبود، بنیاد نهاده شد. البته پیش از یعقوب، طاهر ذوالیمینین بنیاد گذار سلسله ی طاهریان که ایرانی بود از سوی مامون به حکومت منطقه ی شرق بغداد منصوب شده بود و درباره ی او نوشته اند که چند روزی پس از آن که به مقر حکومت خود رسید، نام خلیفه را از خطبه حذف کرد و روز بعد جسدش را یافتند. البته پیش از این دوره، شماری از واژه ها و اصطلاحات مربوط به اتومبیل مانند «دینام»، «دلکو»، «داشبورد»، «پین»، «پنچر»، «اگزوز»، و غیره وارد زبان فارسی شدهبود، اما کلمه هایی مانند «سوپرمارکت»، «دراگاستور»، «کانتِینِر» که امروزه در زبان گفتاری کانتینر تلفظ می شود، «تریلِر»که تریلی تلفظ میشود، و «تانکر»، «تایپ» بهجای ماشیننویسی، «سینما اسکوپ»، «اسپری» و غیره، همه ی اینها از دهه ی چهل وارد فارسی شد.

پس از وی، در دوران پادشاهان قاجار، بهویژه از زمان ناصرالدینشاه بهبعد، اعزام محصلان ایرانی به کشور فرانسه آغاز شد و در دربارها نیز مترجمان فرانسه به کار مشغول بودند. پس شاعران وی را به فارسی مدیحه گفتند، در اشعاری که از نظر شعری سست بود و این خود نشانه ی آغازین بودن شعر درباری به فارسی است. مشکل عمده ای که در شناخت مواد مرکب وجود دارد این است که بسیاری از فروشندگان، اطلاعات کافی درباره ی آن ها ندارند و چون نسل حاضر از طبیعت و سنت های صنفی قبل فاصله گرفته اند، این ها را نشناخته و راه تهیه آن ها را نمی دانند و برایشان مورد توجه نیست.

دیدگاهتان را بنویسید